اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )

124

خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )

نمىيابد ، بر خلاف اين باشد . و از شهوت طعام بپرسد ، اگر شهوت بر جاي بود ، بداند كه اعضاي غذا به سلامت است ، اوميدواري زيادت گردد و اگر نه ، نه . و جايگاه خواب در خور حال بيمارى بايد ساخت . و شربت و دارو و غذا و خدمتكار اختيار كند ، چنان كه بايد . و اندر بيماريهاى گرم ، خانه خنك ترتيب بايد كرد و بيمار را به جامه پوشيده دارد ، تا راحت هوا و خنكي بدل او ميرسد 4 و تن او سرد نشود و حرارت به اندرون باز نگردد . ( 1 / 155 ) و اگر كودك بيمار باشد يا يكى از اهل تنعم 5 و چيزى آرزو كند ، متابعت آرزو بايد كرد و از آن نوع يا مانند آن چيزى اندك اندك دادن . و ببايد دانست كه حال قوت اندر بيمارى همچون حال توشه است اندر سفر ، همچنان كه مسافر اندر سفر توشه نگاه دارد ، تا سفر بدان تمام كند ، طبيب بايد كه عنايت سوي نگاه داشتن قوت بيمار تا بيمارى بدان به پايان رسد . و بدين سبب گاه گاه طبيب را بدان حاجت آيد ، كه بيمار را چيزى دهد 6 كه داند كه بيمارى زيادت شود ، اما سبب زيادتي قوت شود . و اين چنان باشد كه در " تب محرقه " بيمار را غشي افتد ، طبيب اندر آن حال ، حرارت " تب " ننگرد ، نان را به شراب تر كند و بوي دهد ، تا قوت باز آيد ، و همچنين اندر " قولنج سرد " ، و هرگه كه درد سختر شود ، طبيب دارو بى خبر 7 كننده دهد ، تا بيمار از آن درد بى خبر شود ، بدان طريق عارضه قوي را زايل كند . پس به علاج واجب باز آيد و آنجا كه قوت قوي باشد و به استفراغ ، حاجت آيد ، هيچ توقف نبايد كرد ، و آنجا كه قوت ضعيف باشد نخست 8 به غذا قوت بايد داد پس استفراغ كردن ، و آنجا كه به استفراغي تمام حاجت آيد ، بيكبار بر طبيعت الحاح ( اصرار ) نبايد كرد بلكه بتفاريق استفراغ بايد كرد ، و اگر بيمارى خطرناك باشد و ايمن نتوان بود كه قوت چندان پاي دارد ، كه ماده پخته شود ، زود استفراغ بايد كرد و علاج قوي بايد كرد ، و اگر خطرناك نباشد ، علاج قوي تاخير بايد كرد ، و تا نضج پديد آيد ، پس علاج قوي كند . و اندر بيماريهاى كهن ، هر چند روزي ، فترتى بايد افكند ، تا هم قوت نگاه داشته باشد و هم بيمار و علاج آسايش بايد و طبيعت از پس فترت ، علاج را قابل تر مىشود و اثر كننده تر آيد از بهر آنكه در مدت دراز ، به سبب مداومت 9 بر علاج ، طبيعت با دارو خو كرده شود ، منفعت پديد نيايد . و هر چند روزي شربتها اگرچه همه از يك نوع باشد ، يكى به ديگر بدل مىبايد كرد تا طبيعت بيك چيز خو كرده نشود . ( 1 / 156 ) و هرگاه كه طبيب اندر علاج ، يك طريق مىسپرد و اثر نمىبيند ، به ضد آن باز بايد گشت ، و اگر به حقيقت داند كه بر صواب آنست ، كه اگرچه اثر دير ظاهر كند ، از علاج بر نشايد گشت . و اگر در علاج خطائي افتد ، اثر آن خطا ظاهر شود ، از آن طريق زود بر بايد گشت ، پيش